مرتضى مطهري
150
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
باشد ، بلكه در اين است كه زنى كه در اختيار او هست سعادتمند و سالم و خرم و بانشاط باشد از نوع حكومت يك فرد بر افراد ديگر در اجتماع مدنى نيست كه خوشى او با بدبختى محكومين هم ميسر است . اجتماع زن و مرد يك اجتماع طبيعى است نه قراردادى . قياس دو اجتماع مدنى و خانوادگى باهم غلط است . اگر اجتماعى قراردادى باشد ، حساب تساوى و ترجيح بلامرجّح و انتخاب و غيره در كار مىآيد . در اجتماع طبيعى حقوق افراد و وظايف خاص آنها را خود طبيعت معين كرده است . همان طورى كه غلط است بگوييم به چه ميزانى ملكهء زنبور عسل حكومت مىكند و ديگران محكومند ( يكى سرباز باشد و يكى مهندس ، يكى كارگر . . . ) ، خواستهء آنها غير از اين هست ، اين ظلم است در اجتماع خانوادگى نيز ما ثابت مىكنيم كه حكومت مرد بر زن طبيعى است و سؤالِ « چرا » غلط است . آيهء * ( الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض ) * بيان حقيقت اجتماع طبيعى خانوادگى است و به همين دليل ربطى به حكومت مردان بر زنان در اجتماع مدنى ندارد . خواستهء طبيعى مرد حكومت معنوى زن ، و خواستهء طبيعى زن حكومت ظاهرى عادلانهء مرد است . مرد آن حكومت و زن اين حكومت را طبيعتاً و فطرتاً تحمل مىكند . حق موعظه و هجرت و زدن را طبيعت به مرد داده است . زدن مرد را چون ناشى از علاقه به سرنوشت است نه خودخواهى فردى ، طبيعت براى زن قابل تحمل كرده است . زن آمريت مرد را طبيعتاً مىپذيرد . ظلم مرد بر زن نظير ظلم به فرزند ، خروج از غريزه است . اكنون پس از توجه به اين اصل كه اجتماع زوجيت يك اجتماع طبيعى است نه قراردادى با همهء لوازمش ، و ديگر توجه به اين جهت كه در اين اجتماع خانوادگى خواه ناخواه اختلافات رخ مىدهد ،